در سایه سکوت آن شب خشمگین

آرزویی در دلم مانده و غوغا میکند

هر نیشخند آن ماه سیه دل

در دلم طوفان به پا میکند


تو که بودی آفتاب تنهایی من

بیا که در ظلمت هم آرزویم باش

همه در دلواپسی و  همه در انتظار

از خدا اینو خواستم،یار خوبم باش


چو در بستر ماتم ،بگریم

ای خوب من بیا  با من همنوا باش

برخیزو ببین این آشفته حال را

بیا و  بشین درد مرا دوا باش

آرزو،شعر آرزو